{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Tag
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
تگ
۰
۰
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
برچسب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
برچسب
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
شناسه
معنی Tag, معنی Tشل, معنی Tag, معنی اصطلاح Tag, معادل Tag, Tag چی میشه؟, Tag یعنی چی؟, Tag synonym, Tag definition,
معنی مطلوبیتگرایی
,
معنی Fresco
,
معنی حساب دارایی وسرمایه
,
ترجمه حساب دارایی وسرمایه
به انگلیسی,
معنی (بهم)ساییدن، (مج.) ازردن، صدایخشن دراوردن، بزور ست, اندن تصادم(نیزهو شمشیر)، حبس کردن، باشبکهمجهز کردن رنده، بخاری پنجرهای، بخاری تو دیواری، شبکه، پنجره شبکهدارکردن دارای نردهوپنجرهاهنی کردن، رنده کردن میله های اهخنی، (م.م.) قفساهنی، زندان، صدای ,
,
ترجمه (بهم)ساییدن، (مج.) ازردن، صدایخشن دراوردن، بزور ست, اندن تصادم(نیزهو شمشیر)، حبس کردن، باشبکهمجهز کردن رنده، بخاری پنجرهای، بخاری تو دیواری، شبکه، پنجره شبکهدارکردن دارای نردهوپنجرهاهنی کردن، رنده کردن میله های اهخنی، (م.م.) قفساهنی، زندان، صدای ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی